راز سخن

شمارهٔ ۳۱۶

رفت آنکه ز چشم اشک چو لولو بچکد

رفت آنکه ز چشم اشک چو لولو بچکد
یک دانۀ آبدار نیکو بچکد
بی خون چگر گهر فشاندی و کنون
لعلی بهزار خون دل زو بچکد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.