راز سخن

شمارهٔ ۲۳۷

زلف تو که خون خلق ازو می بارد

زلف تو که خون خلق ازو می بارد
گیرم دل عاشقان همی آزارد
باری کلهت بروچه دعوی داد؟
کز سایه بآفتاب می نگذارد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.