راز سخن

شمارهٔ ۲۲۰

اشکم ز تو در خون جگر می غلتد

اشکم ز تو در خون جگر می غلتد
پیش در تو بخاک در می غلتد
در آرزوی خاک در تو همه شب
از چهرۀ من بر سر زر می غلتد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.