راز سخن

شمارهٔ ۳۰

چشم تو همی داشت دلم را بعذاب

چشم تو همی داشت دلم را بعذاب
گفتم بلب که کار ایشان دریاب
نرمک نرمک لعل توام داد جواب
عاقل نکند میانجی مست و خراب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.