راز سخن

شمارهٔ ۱۳۵

دلی دارم ز جان دل برگرفته

دلی دارم ز جان دل برگرفته
پس از پیشم پی دلبر گرفته
بترک خوشدلیها گفته وانگه
غمش را تنگ اندر بر گرفته
شده در سایۀ آن زلف دلگیر
گرفته خانه و در خور گرفته
غمت از نازنینی عاشقانرا
سراسر در زر و گوهر گرفته
لب شیرین تو انگام نکته
هزاران خرده در شکر گرفته
خیال زلف تو اندیشه ها را
همه در مشک و در عنبر گرفته
ز عکس زلف و تاب و چهرۀ تو
دل من صورت مجمر گرفته
زهی از پرتو رخسار خوبت
چراغ آسمان اندر گرفته
همی خندم بر غم دشمن خویش
وگرچه همچو شمعم سر گرفته
ز بار عشق آن مشکین رسنها
قد من عادت چنبر گرفته
مثال خزطّ تو در باغ دیده
بنفشه نسختی زان بر گرفته

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.