شمارهٔ ۲
ای روی تو آرزوی دلها
ای روی تو آرزوی دلها
شادیّ غمت به روی دلها
ای حلقۀ زلف تو همیشه
آشفته ز گفتوگوی دلها
بشکسته به جویبار عشقت
سنگین دل تو سبوی دلها
در انگلههای زلف مشکینت
افکند زمانه گوی دلها
غارتگر زلف تو میان چیست
در بسته به جستوجوی دلها
پی در پیِ تو هزار فرسنگ
بتوان آمد به بوی دلها
تا با دهن تو مینشیند
بس تنگ شدست خوی دلها
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.