شمارهٔ ۸۲
نشسته بر دم حمام دیدم آن مه را
نشسته بر دم حمام دیدم آن مه را
به گلرخان دگر گفتمش ز بعد سلام
اگر تو آدمیای اعتقاد من این است
که دیگران همه نقشند بر در حمام
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.