شمارهٔ ۷۳۳
رخت رشک قمر گفتیم گفتیم
رخت رشک قمر گفتیم گفتیم
دهانت را دهانت را شکر گفتیم گفتیم
رقیبت را که سگ بسیار ازو به
چه شد گر زین بتر گفتیم گفتیم
غمت گفت بگوئید اندرین راه
به ترک جان و سر گفتیم گفتیم
چو شیرین تر ز جائی دوستان را
از جانت دوستر گفتیم گفتیم
مرا نامهربان گفته که گفتی
نگفتیم این و گر گفتیم گفتیم
چو بر عشق ما دانست اغیار
به یاران این خبر گفتیم گفتیم
چه رنجی گر کمال آن منت گفت
دروغی این قدر گفتیم گفتیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.