راز سخن

شمارهٔ ۶۸۷

با تو از دل نشانه یافته‌ام

با تو از دل نشانه یافته‌ام
خبر از دزد خانه یافته‌ام
هرچه گم شد مرا گمان بر تست
جویمت چون بهانه یافته‌ام
تا شدم گم به کوی محنت دوست
دولت جاودانه یافته‌ام
سجده‌ها کرده‌ام سر خود را
را دارند تا بر آن آستانه یافته‌ام
گر نیایم قبول ضربت تیغ
شرف تازیانه یافته‌ام
بوسم آن لب بلا غرامه که باز
دستگاه صوفیانه یافته‌ام
با کمال از نو شد و عالم فرد
در جهانشه یگانه یافته‌ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.