راز سخن

شمارهٔ ۶۶۰

به حسن خلق بستان دل ز عشاق

به حسن خلق بستان دل ز عشاق
که وجه احسن آمد حسن اخلاق
گل از روی تو گوئی نسخه گیرست
که جمعش آمد از هر گونه اوراق
دل از سودای آن ابرو عجب نیست
که نکند سود دارد مابه ها طاق
کمال ار گفتی از دل غرق خونم
بیان واقعی کردی به اغراق

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.