شمارهٔ ۳۲۳
ای گل نو ز توام بوی کسی میآید
ای گل نو ز توام بوی کسی میآید
در دلم تازه غم روی کسی میآید
بر تو ای سرو لب جوی چو میافتد چشم
بادم از قامت دلجوی کسی میآید
وقت طاعت چو نظر میفکنم بر محراب
پیش چشمم خم ابروی کسی میآید
برای نافه چین درد سر خود که مرا
نکهت غالیه از بوی کسی میآید
میبرد باد دل ما و خدا بارش باد
اگر از خاک سر کوی کسی میآید
گو بیا تیر بلا بر دل و بر صدر نشین
اگر از غمزه جادوی کسی میآید
پای دل رفت به زنجیر مگر پیش کمال
خبر از حلقه گیسوی کسی میآید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.