راز سخن

شمارهٔ ۲۷۲

وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است

وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است
پی نو بهشت برین عذاب الیم است
حلقه گیسوی حور و محبت رضوان
گر تو نباشی سلاسل است و جحیم است
در شب تنهائی فراق تو ما را
به جگر موز بار و ناله ندیم است
همدم عشاق جز نسیم صبا نیست
تا سر زلف خوشت بدست نسیم است
باده بده ساقیا که موسم گل ریز
توبه زمنی خلاف رای حکیم است
گشت بسی سال و ماه کز سر کویت
جان به سفر رفت و دل هنوز مقیم است
پای بنه بر سر کمال که او را
هت تفاخر برین خدای علیم است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.