شمارهٔ ۲۶۷
نیست غیر از تو دستگیر ای دوست
نیست غیر از تو دستگیر ای دوست
دست افتادگان بگیر ای دوست
آفتابی تو ما چو ذره همه
تو بزرگی و ما حقیر ای دوست
از کریمان شود قیر غنی
تو کریمی و ما فقیر ای دوست
گرچه قلب است نقد دل بپذیر
که توئی پاره دلپذیر ای دوست
هر دلی را کجا خبر زین راز
که توئی واقف ضمیر ای دوست
با که گویم ترا که مانندی
چون نمی بینمت نظیر ای دوست
در همه ملک پادشاست کمال
تا که در دست تست اسیر ای دوست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.