راز سخن

شمارهٔ ۱۸۷

صبا زعشوه پنهان دوست الله دوست

صبا زعشوه پنهان دوست الله دوست
از ساغر لب پنهان دوست الله دوست
زپسته ده او که هیچ پیدا نیست
نصیبه ای به قیران دوست الله دوست
ز تیر غمزه خونریز یار الله داد
اگلی ز گلشن بستان دوست الله دوست
زخیل سنبل بستان بار شیدالله
را زچشم سر خوش فتان دوست الله دوست
کمال زنده به بوی گلی ز گلشن اوست
پر صبا ز گلستان دوست الله دوست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.