راز سخن

شمارهٔ ۷۵

از آن لب شنیدن حکایت خوش است

از آن لب شنیدن حکایت خوش است
سخن های شیرین به غایت خوش است
به ابرو رخش آیت حسن خواند
که خواندن به محراب آیت خوش است
نیاید ز تو خوب جور و ستم
که از خوب لطف و عنایت خوش است
سر کوی تو خوشتر است از بهشت
زهر روستائی ولایت خوش است
به رویت نگویم ز آغوش و بوس
که اینها بوجه کنایت خوش است
به دور رخ خوب خوش بگذران
که دوران گل بینهایت خوش است
روایت ازو کن نه از گل کمال
کزان صد ورق این روایت خوش است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.