راز سخن

شمارهٔ ۸۱

دلخسته به پیش دادرس می آیم

دلخسته به پیش دادرس می آیم
آزرده ز گلشن بقفس می آیم
چون ساغر می بهر زمان در سفرم
پر می روم و تهی به پس می آیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.