شمارهٔ ۴۱ - تاریخ شهادت صلابت خان
دلا دیدیکه تیغ جور گردون
دلا دیدیکه تیغ جور گردون
چه زخم منکری زد بر جگرها
عجب زخمی که گردد کهنه هرچند
خلاند تازه در دل نیشترها
صلابت خان عزیز مصر دولت
که رویش بود عید دیده ورها
بگلزار صلابت کرد پرواز
چو شهبازی بخون آغشته پرها
ازین غم سربلندان همچو خاتم
ز زانو برنمی دارند سرها
بدامان صدف در این مصیبت
تمامی اشک حسرت شد گهرها
ز رویش پرتو روشن ضمیری
هویدا بود چون فیض سحرها
عجب نبود که گردد اشگ خونین
ازین غم در دل خارا شررها
سرایند ار حدیث این شهادت
شود پرخون دهان نوحه گرها
زدود دل جهان زانگونه پر شد
که شد بسته ره سیر خبرها
کنون کز غم شکسته پشت احباب
چو شاخ نخل پر بار از ثمرها
چنان باید فشاند اشک مصیبت
که پشتیبان شود بهر کمرها
بود تاریخ سال این شهادت
(کباب از ماتم او شد جگرها)
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.