غزل شمارهٔ ۱۷۷
طره ات گر ز دلم صبر چنین خواهد برد
طره ات گر ز دلم صبر چنین خواهد برد
گریهام شکوه زلف تو به چین خواهد برد
صاف میخانه ایام بود در ته خم
غم دل را نفس بازپسین خواهد برد
چشم بد دور که از دولت بیسامانی
کلبه ما گرو از خانه زین خواهد برد
صد رهم اشک ندامت اگر از سر گذرد
عرق شرم کجا ره به جبین خواهد برد
نامم از صفحه ایام اگر گم نشود
تحفه روسیهی بهر نگین خواهد برد
غمزه با عاشق بیبرگ و نوا خواهد ساخت
سر و سامان چو نباشد دل و دین خواهد برد
دل به پیکان تو خوش داشت کلیم آنهم رفت
کی گمان داشت که کس راه به این خواهد برد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.