راز سخن

خواری مُرده

دانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا

دانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا
دانم که مرده بر دل میراثخوار، خوار
فرزند من یتیم و سر افکنده گرد کوی
جامه وَسَخ گرفته و در خاک، خاکسار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.