راز سخن

غزل شماره ۲۶

هیچَت خبر زِ خلوتِ دلدار کرده اند؟

هیچَت خبر زِ خلوتِ دلدار کرده اند؟
یا بَر حَذَر زِ حیلتِ اَغیار کرده اند؟
دیدی دو دستِ غیر به کف رویِ او گرفت؟
آه از گلوی لاله که بَر دار کرده اند
هر چند لافِ صدق و وفا سخت می زنند
دائِم فریب و وسوسه در کار کرده اند
ظُهر اَر به زُهدِ نافله اِصرار می کنند
شامَش نِشاط و هِلهِله بِسیار کرده اند
ما را همیشه حسرتِ آب از سرابِ او
ایشان نَبیدِ کهنه اَش اَنبار کرده اند
صَد مصرِ تِشنه در صفِ اِنفاقِ نیلِ او
وَصفَش به کارِ رونقِ بازار کرده اند
حاشا اگر شکیب تَمَنّای وی کُنَد
ما را عزیزِ مَحضَرِ اَحرار کرده اند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.