طرح ۴
شلیک یک گلوله و آنگاه...
شلیک یک گلوله و آنگاه...
یک آه...
شب، بوی خون شنید.
اکنون
پای افق
اسبی، سوار زخمی خود را - چه با شتاب -
با خویش، می برد.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.