در بادهای سرد
آنان که خسته اند، که در پای ابرها
آنان که خسته اند، که در پای ابرها
دیگر توان بال زدن را
از دست داده اند.
با خورجینِ خونیِ مردِ شکارچی
تا یک «سقوط»، فاصله دارند.
آنان که خسته اند، که دیگر امید را
از دست داده اند.
از پای ابرها
با سرعتِ تگرگ
بر دامنِ بزرگ زمین
پرت می شوند.
اما
آنان که نا امید نبودند و نیستند
- مرغابیان دیگر در پای ابر را
می گویم، ای رفیق! -
بی هیچ گونه ترس،
از بارش مداوم رگبارهای سخت
در بادهای سرد زمستان، سرودخوان
بالاتر و بلندتر از روزهای پیش،
پرواز می کنند،
پرواز می کنند.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.