راز سخن

وقتی ماهی ها را می بینم

انگشت من، اشاره به یک رود می کند:

انگشت من، اشاره به یک رود می کند:
آنک، هزار ماهی زنده میان آب.
ناگاه
یک فاخته
با حیرتی شگرف
در دور دست بر نوک یک شاخه گفت: - کو؟
خود را فریفتن
کافی است.
در این مسیر
آنک هزار ماهی مرده به روی آب...

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.