راز سخن

احتظار

ای دست پر عطوفت من، دست مهربان!

ای دست پر عطوفت من، دست مهربان!
اکنون بیا و پلک مرا روی هم گذار،
دیگر بیا که لحظهٔ آخر فرا رسید.
غیر از تو هیچ گاه
از هیچکس، امید عنایت نداشتم
غیر از تو مهربان
ای دست پر تشنج من، دست ناتوان!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.