غروب شهر ما
بر دامن زمین
بر دامن زمین
با فکرهای درهم خود، کوچه های شهر
ساکت نشسته اند.
اکنون
تلفیق رنگها
ادغام روز و شب
از دور، دیدنی است.
آنجا که
جاده پیش افق
تحفه می برد؛
اسبی سفید را.
خورشید
- با واپسین تلاش -
از چشم شهر خستهٔ ما
دور می شود.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.