راز سخن

نیایش

در پای پنجره

در پای پنجره
دارم گیاهِ سبزِ نیایش را
- روئیده در میانه گلدان سرخ ماه -
با دست های خستهٔ خود، آب می دهم.
در من حلول روح همهٔ برگزیدگان،
احساس می شود.
در پشت پنجره
شهری میان آهن و پولاد خفته است.
در باغ دل که زنبقِ پاکی شکفته است،
دیگر نه کینه ای است
دیگر نه غصه ای است.
ای جاودانگی!
دارم گیاه سبز نیایش را
با دست های خستهٔ خود
آب می دهم.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.