راز سخن

سوز و ساز

یک بحر سرشک بودم و عمری سوز

یک بحر سرشک بودم و عمری سوز
افسرده و پیر می‌شدم روز به روز
با خیل گرسنگان چو همرزم شدم
سوزم همه ساز گشت و شامم همه روز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.