راز سخن

شمارهٔ ۲۵

عشّاق ز عشقت همه در سوز و گداز

عشّاق ز عشقت همه در سوز و گداز
زهّاد ز شوقت همه در وجد و نیاز
دارم منِ محروم به حسرت چشمی
از دور، که مانده است بر، روی تو باز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.