شمارهٔ ۱۸ - در مدح ملک اتسز
ای شه، که به جامت می صافیست نه دُرد
ای شه، که به جامت می صافیست نه دُرد
اعدای تو را ز غصه خون باید خورد
گر دشمنت ای شاه، بوَد رستم گرد
یک خر ز هزار اسب نتواند برد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.