راز سخن

شمارهٔ ۹۶ - در حق مجدالدین

اجل مجد دین ، در بلا و عنا

اجل مجد دین ، در بلا و عنا
ز ناله چو نالم ، ز مویه چو موی
تو دانی که : در حسن رأی ملک
چه آید ز احداث ما را بروی ؟
اگر هیچ دانی ، شود ممکنت ؟
فراغ دل من بنوعی بجودی
بآب شفاعت ، که مقبول باد
ز رخسار من گرد محنت بشوی
نکو گفتن آیین پیران بود
تویی پیر دولت ، نکویی بگوی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.