راز سخن

شمارهٔ ۸۷

چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست

چه لطف‌ها که در این شیوهٔ نهانی نیست
عنایتی که تو داری به من بیانی نیست
کرشمه گرم سؤال است، لب مکن رنجه
که احتیاج به پرسیدن زبانی نیست
رموز کشف و کرامات سالکان طریق
ورای رمز شناسی و نکته‌دانی نیست
به هر که خواه نشین گرچه این نه شیوهٔ تست
که از تو در دل ما راه بدگمانی نیست
مرا ز کیش محبت همین پسند افتاد
که گرچه هست سد آواز سرگرانی نیست
تو خون مردهٔ وحشی چرا نمی‌ریزی
بریز تا برود، آب زندگانی نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.