راز سخن

شمارهٔ ۱۸

ای آنکه غم لباس جان تو گداخت

ای آنکه غم لباس جان تو گداخت
نتوان به قبا گردن عزت افراخت
تن، خوار ز جامه های گوناگونست
جانست عزیز، زآنکه با یک تن ساخت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.