شمارهٔ ۳۷۹
روشن همیشه شمع دل از سوز آه دار
روشن همیشه شمع دل از سوز آه دار
این شمع بهر روز سیاهت نگاهدار
دل را ز گرد کلفت دشمن برنگ لعل
در پنبه ملایمت خود نگاهدار
خود را بساز و، منتظر لطف دوست باش
چشمی بسو آینه، چشمی براه دار
غمهای خویش را، همه صرف هوس مکن
آهی برای روز ندامت نگاهدار
تا روشنت شود اثر صحبت بدان
آیینه یی برابر روی سیاه دار
دیگر مساز چهره فروزی بباده صرف
رنگی برای خجلت فردا نگاهدار
واعظ چو بگذری ز دل سنگ یار خویش
پاس دل شکسته خود را نگاهدار
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.