راز سخن

شمارهٔ ۳۶۶

تن نزار من، از چاکهای جامه نماید

تن نزار من، از چاکهای جامه نماید
بدان طریق که مویی ز شق خامه نماید
نمانده آن قدر از من که آورد بنظر کس
مرا بخلق مگر گاه گاه جامه نماید
از آن نمیکند آن دوست یاد ما، که نخواهد
که چین جبهه بما از شکنج نامه نماید
درین زمانه شرافت بود بزینت ظاهر
که گل بفرق کسان خار رنگ جامه نماید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.