راز سخن

شمارهٔ ۳۴۶

چون بلند افتاد همت، تخت عزت می‌شود

چون بلند افتاد همت، تخت عزت می‌شود
کاسه‌ات چون سرنگون شد، تاج دولت می‌شود
آرزوها، جز پشیمانی ندارد حاصلی
این هواها عاقبت آه ندامت می‌شود
گر نداری شور و افغان بر خود، از دل‌مردگی‌ست
چون ترا دل زنده می‌گردد، قیامت می‌شود
این هوس‌هایی که در دل داری اکنون رنگ‌رنگ
روز محشر بر رخت رنگ خجالت می‌شود!
می‌دهیم چشمی که آب از لاله‌رخساران کنون
عاقبت در دیده‌ات خوناب حسرت می‌شود
فرصت اندیشه برگ سفر واعظ کراست؟
زندگی‌ها صرف سامان اقامت می‌شود!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.