راز سخن

شمارهٔ ۲۴۲

میان خلق، با خلق آشنا کامل نمی‌گردد

میان خلق، با خلق آشنا کامل نمی‌گردد
که در دریاست آب گوهر و داخل نمی‌گردد
کدورت از تری‌های عدو باشد ز خامی‌ها
سفال از پختگی در آب هرگز گل نمی‌گردد
نمی‌داند که مال از بذل کردن می‌شود افزون
توانگر دربه‌در زان از پی سائل نمی‌گردد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.