شمارهٔ ۲۱
گر کنم تحریر احوال دل ناشاد را
گر کنم تحریر احوال دل ناشاد را
همچو نی در هم بسوزد خامه فولاد را
غیر غمخواری بدشمن ناید از آزادگان
شانه گردد ارّه ، گر بر سر نهی شمشاد را
تندخویان را نباشد جز کدورت حاصلی
نیست در کف غیر خاک از تندی خود باد را
چهرهای دیدم که صورت بنددار تصویر آن
موی آتش دیده سازد خامه استاد را
گر دلت سخت است واعظ تن به سوز عشق ده
زیر بار شعله نه این بیضه فولاد را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.