شمارهٔ ۵۱
نی حال دلم یکان یکان میگوید
نی حال دلم یکان یکان میگوید
وان راز که داشتم نهان میگوید
رازی که به صد زبان بیان نتوان کرد
از نی بشنو که بی زبان میگوید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.