راز سخن

شمارهٔ ۴۴

معشوقه به گرمابه شبی با ما بود

معشوقه به گرمابه شبی با ما بود
ما را ز فروغ چهره خورشید نمود
گِل بر سر گُل می‌زد و من می‌گفتم
خورشید به گِل کجا توانی اندود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.