راز سخن

شمارهٔ ۲۸

چون خسته شد از منج لب شیرینت

چون خسته شد از منج لب شیرینت
خونین شد از این غم دل صد مسکینت
بازار عسل به لب چو بشکستی منج
زد نیش ز رشک بر لب نوشینت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.