شمارهٔ ۲۰۷
ای نور دیده و دل از دیدهها نهانی
ای نور دیده و دل از دیدهها نهانی
با ما نه در میانی کاندر میان جانی
عشقت بسوخت خرمن آبی بر آتشم زن
کز تشنگی بمردم ای آب زندگانی
چون آب زندگانی جانبخشی از تو دارد
ز انصاف دور باشد گر گویمت که آنی
انوار هردو عالم عکسیست از جمالت
هم بافتی نشانی با آن که بینشانی
بستی حجاب اگر نه ز اشراق رویت افتد
پروانهوار آتش در شمع آسمانی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.