راز سخن

شمارهٔ ۱۲۱

دوش با من لطفکی آغاز کرد آن دلبرک

دوش با من لطفکی آغاز کرد آن دلبرک
کاب حیوان می‌چکانید از لب چون شکرک
گفت اگر بوس و کناری داری از من آرزو
در میان نه تا به جای آرد به جان این چاکرک
گفتمش زان عارض چون لاله‌ام یک بوسه بخش
گفت ای کژ طبع باری پاره‌ای زان سوترک

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.