شمارهٔ ۱۰۶
دمی وصال تو از هر چه در جهان خوشتر
دمی وصال تو از هر چه در جهان خوشتر
شبی خیال تو از ملک جاودان خوشتر
اگر به هجر گدازی و گر وصال دهی
هر آنچه رای تو فرمان دهد همان خوشتر
که گفت کز رخ تو ماه آسمان بهتر
که گفت کز قد تو سرو بوستان خوشتر
مدام بر طرف جویبار دیده من
خیال سرو قد یار دل ستان خوشتر
ز هر خوشی و سعادت که در جهان باشد
حضور دلبر و دیدار دوستان خوشتر
رخم به طعنه بدخواه کهربایی به
لبت به خنده نوشین شکرفشان خوشتر
بیا که وصل تو از هر خوشی که نام برند
به نزد عاشق مهجور ناتوان خوشتر
ز خاک کوی تو گردی به نزد چشم همام
ز خلد و کوثر و فردوس و از جنان خوشتر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.