شمارهٔ ۴۱۲
ناگاه اگر ز ما سخنی گوش میکنی
ناگاه اگر ز ما سخنی گوش میکنی
یک لحظه ناگذشته، فراموش میکنی
گویی به دیگران سخن، اما چو من رسم
تا نشنوم حدیث تو، خاموش میکنی
یک روز هم به مجلس ما چهره برفروز
تا چند باده با دگران نوش میکنی؟
دست مرا بگیر، که از پا فتادهام
با دیگران چه دست در آغوش میکنی؟
گوش رضا به قول هلالی نمینهی
گویا حدیث مدعیان گوش میکنی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.