شمارهٔ ۳۵۷
ماییم جا بگوشه می خانه ساخته
ماییم جا بگوشه می خانه ساخته
خود را حریف ساغر و پیمانه ساخته
آن کس که تاب داده بهم طره ترا
زنجیر بهر عاشق دیوانه ساخته
دل نیست این که در تن افسرده منست
دیوانه ایست جای بویرانه ساخته
دل خانه خداست، چه سازم که کافری
آن خانه را گرفته و بت خانه ساخته؟
ای شمع، پرتوی بهلالی فگن، که او
خود را بسوز عشق تو پروانه ساخته
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.