شمارهٔ ۳۵۴
هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
هر کس که نیست خاک رهت، زیر خاک به
گر جان پاک در ره تو خاک شد چه باک؟
بالله! که خاک راه تو از جان پاک به
با سوز او بساز، که عشقست کارساز
وز درد او منال، که دل دردناک به
بر چاکهای سینه منه مرهم، ای طبیب
ما عاشقیم و سینه ما چاک چاک به
غم نیست گر هلالی بیدل هلاک شد
جانا، تو زنده باش، که او خود هلاک به
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.