شمارهٔ ۲۲۶
روزی که در فراق جمال تو بودهام
روزی که در فراق جمال تو بودهام
گریان در اشتیاق وصال تو بودهام
هرسو که رفتهام به هوای تو رفتهام
هرجا که بودهام به خیال تو بودهام
هرگه شکرلبی به کسی کرد گفتوگو
در حسرت جواب و سؤال تو بودهام
جایی که داغ بر ورق لاله دیدهام
آنجا به یاد عارض و خال تو بودهام
چون کردهام نظاره قد بلند سرو
در آرزوی تازهنهال تو بودهام
القصه، رخ نما، که هلالیصفت بسی
مشتاق آفتاب جمال تو بودهام
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.