راز سخن

شمارهٔ ۴۳

دریغا که شد در نقاب تراب

دریغا که شد در نقاب تراب
رخ عالم‌آرای سیدعلی
دریغا که گم شد در این خاکدان
ثمین در یکتای سیدعلی
سوی خلد رو کرد ازین تیره خاک
روان مصفای سیدعلی
چو بیرون شد از دنیی دون و شد
بهشت برین جای سیدعلی
به تاریخ آن کلک هاتف نوشت
شده خلد ماوای سیدعلی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.