راز سخن

غزل شمارهٔ ۱۲

روز وصلم به تن آرام نباشد جان را

روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
که دمادم کند اندیشه شب هجران را
آه اگر عشوه گری‌های زلیخا سازد
غافل از حسرت یعقوب مه کنعان را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.