راز سخن

شمارهٔ ۱۰۹

نهان بابر نخواهی گر آفتاب تجلی

نهان بابر نخواهی گر آفتاب تجلی
منه ز طره مشکین رخ نقاب تجلی
سحر که خسرو خاور علم برافرازد
کند ز شعشعه رویت اکتساب تجلی
بپیش دیده حجابی که داشتم برداشت
رخت که شد ز حیا در پس حجاب تجلی
ز کلک حسن و ملاحت بخط زنگاری
نوشته مصحف رویت دو صد کتاب تجلی
در این حدیقه ندیدم گلی ز رخسارت
که آن ز چشمه خورشید خورده آب تجلی
برنگ لاله زند موج در پیاله نور
ز عکس عارض چون لاله شراب تجلی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.